محمدصدرا پسر گل مامان و بابا

خاطرات محمدصدرا کوچولو

ریحانه و زهرا کوچولو

1391/3/10 8:21
نویسنده : پریا
528 بازدید
اشتراک گذاری

این دوستم ریحانه است که  قبلاً توی پست "شرح کارهای نه چنداان جدید من" براتون یه عکس از خودم و ریحانه خانم گل گذاشتم .

اين بار که اومدند خونمون، مدتها بود که ندیده بودمش ولی کلی با هم بازی کریدم. من با ریحانه سازگارتر از عماد بازی می کردم و اسباب بازیهامو تا حدودی بهش میدادم. به جز  ساعت آخر، و دم رفتنشون، که تا چیزی رو برمی داشت ازش می گرفتم او هم سریع شکایت منو میبرد پیش مامانش.

 

این هم زهرا کوچولو دختر عمه ام است که خیلی دوستش دارم و اصلاً باهاش لج نمی کنم. تازه اسباب بازی هامو راحت میدادم دستش. ببینید ماشاء الله چقدر نازه.

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (1) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مسافران آسمانی
10 خرداد 91 13:26
به به چه دوستای نازی داری وروجک ، همشم که با دخترا دوست میشی شیطون بلا...
اما خداییش محمدصدرای خودمون یه چیز دیگس...آقایی واسه خودش هزار ماشاالله...
دیروز عکساشو به مامانم نشون دادم کلی صلوات براش فرستاد که چقدر نازه و خدا براشون حفظش کنه...تو دل مامانمم جا کرد فسقلی


ممنونم خاله جون ولی با بعضی پسرها هم خوبم ها. خدا مامان گلتون رو براتون نگه داره و انشاء الله که همیشه سالم و تندرست باشه. سلام گرم منو به ایشون برسونید.
1