محمدصدرا پسر گل مامان و بابا

خاطرات محمدصدرا کوچولو

هدیه هایی که گرفتم

1390/8/29 9:02
نویسنده : پریا
594 بازدید
اشتراک گذاری

من تازگی ها هدیه های خیلی قشنگی از بقیه گرفتم که دوست دارم اونا رو به شما هم نشون بدم.

اين لباس رو عمو (بابای مائده خانم گل گلاب) از مکه برام آورده. پوشیدمش، خیلی خوشگل میشم.

این هواپيما رو خاله برام از مشهد سوغاتی آورده. وقتی روشن میشه دور خودش می چرخه ، جلو می ره و سر و صدای مهيب هواپيما رو موقع بلند شدن یا نشستن از خودش درمیاره. فعلا ازش می ترسم، چون صداش خیلی بلنده.

این سویشرت رو ببینید چقدر قشنگه. اینو خاله نسا (مامان آقا آرتين) بهم هدیه داده، اونقدر گرم و نرمه که نگو.

چند وقت پیش رفتیم خونه خاله سحر. چون من پسر خوبی بودم و آقا نشسته بودم، خاله سحر به من یه بلوز و شلوار بسیار دوست داشتنی و قشنگ هدیه داد. مامانم اونارو کم برام می پوشه تا برای عکسای تولدم خوب و تمیز بمونه.

راستی خاله سحر يه گاو بامزه داشت که وقتی پرتش می کردی روی میز صدای ماااااااااااا ازش بلند می شد. من از اون هم می ترسیدم و گریون می شدم وهم یه جورایی تعجب می کردم. خلاصه دوستای مامان کلی از این حالت عجیب من خوششون می اومد. مامان هم دوست داشت منو بخوره. فکر کنم عکس خوبا رو خود خاله سحر با دوربینش انداخت ولی هنوز برامون نفرستاده.

نکته قابل توجه. من هر جا می رم و مرکبات رو با پوست می خورم همه تعجب می کنند. خونه خاله سحر من نارنگی رو با پوست خوردم و بقیه به من خندیدند. آخه مگه چيه؟؟؟؟؟؟ هااااااا خیلی هم خوشمزه و پر انرژیه....

چند دست لباس هم مامانم برام خريده که توی عکس زیر خودتون بايد پيداشون کنيد.

این هم سوغاتی عمو که از مشهد برام آورده. مزرعه موزیکال، دست رو هر کدام از حیواناتش که بذاری صدای اونو پخش می کنه.

کفشهای زمستونی منو ببینید. خودم قاشق و مارک لباسمو گذاشتم توش.آخه اولش فکر می کردم جا قاشقیه.خنده

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (1) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامان پرنیا خانوم
28 آذر 90 9:57
عزیز دلم خوش به حالت با این هدیه های قشنگت برازنده توست عزیزکم مبارکت باه

ممنونم خاله جون.
1