محمدصدرا پسر گل مامان و بابا

خاطرات محمدصدرا کوچولو

چند حاضر جوابی

با سلام به همه دوستان و آشنايان ببخشيد، مدتی بود سرمون خيلی شلوغ بود نتونستيم مطلب جديد بذاريم. حالا چند مورد از حاضر جوابی های من رو داشته بايد و بخنديد تا دنيا به روی شما بخنده. فقط بايد گفت: " فتبارک الله الحسن الخالقين".   حاضر جوابی 1: مامان میگه: محمدصدرا الان کاری به کار من نداشته باش تا من برات غذا درست کنم. شما هم بشین کارتون نگاه کن فکر کنم الان باب اسفنجی رو میخواد پخش کنه. محمدصدرا: نه مامان الان نیشت. باب اسفنجی بعد از اذان نشون میده. و بدينوسيله مامان از زمان پخش باب اسفنجی مطلع شد. حاضر جوابی 2: یه روز جمعه بابا هم قول خريد گذاشته بود و هم قول داده بود که منو ببره سرسره بازی. مامان میگه بيايد او...
2 مهر 1392
1