محمد صدرامحمد صدرا، تا این لحظه 8 سال و 25 روز سن دارد

محمدصدرا پسر گل مامان و بابا

تولد یک سالگی مبارک

قند عسل مامان و بابا تولدت مبارک. پنج شنبه هفته گذشته تولد گل پسری  بود. به علت خبر داشتن از عادت به هم ریختن اوضاع، وسایل تولد رو به صورت مختصر و ساده روی میز ناهارخوری چیدمان کردیم. کلاه نازنین رو که نمی ذاشتی اندک لحظه ای روی سر مبارک بمونه . دستت درد نکنه که آبرو داری کردی و این عکس رو تونستیم ازت بگیریم. هر چند زیبایی کلاه معلوم نیست. با استفاده از اهرم دست می شد کاری کرد. خوب اونوقت عکس جالب نمی شد. از آنجايي که آقا پسری کلاه سرشون نمی ره ، کلاه رو روی زرافه کیفی که هدیه تولده و پر از اسباب بازیه گذاشتیم. تولد دایی هم چند روز دیگه است. دایی جان تولد شما هم مبارک. انشاء الله که صد سال زنده باشی. ...
8 آذر 1390

شرح برخی از کارهای من

شرح برخی از کارهای من به حول و قوه الهی  الان که یازده ماهم تمام شده. خودم بدون کمک بلند میشم و 30 ثانیه تا 1 دقیقه­ای می ایستم و برای خودم دست می زنم. در تاريخ 6 آبان1390 تونستم یک قدم هم بردارم ولی بعدش می افتم. دو تا دندون بالا و دو تا پایین دارم که از شدت علاقه­ام به بابا، گاهی دستشو چند تا گاز می گیرم. طوری که جاش تا مدتی می مونه. اگه کسی منو صدا کنه و باهام حرف بزنه و یا برام شکلک دربیاره، منم براش شکلک درمیارم و کلی خوشحالش می کنم. وقتی تلویزیون اذان یا دعا پخش میکنه من هم باهاش اذان می گم. آآآآآآآآ دددددد باااااااااااا. وقتی بابا نماز می خونه، می رم و جا مهری رو بر می دارم و می ذارم...
11 آبان 1390
1